امروز سه شنبه ، ۱۳۹۸/۰۲/۰۳

ابزارهای ویرایش متن

تایپ سریع

ربات

پروکسی تلگرام

بیسو T3 / تی 3؛ مشخصات فنی، قیمت و هر چه درباره آن باید بدانید          زیباترین کاشی کاری های جهان را در این مکان ها به تماشا بنشینید          وانت فورد سوپر دیوتی ۲۰۲۰ رونمایی شد          دستور قاطع رئیس کل بانک مرکزی برای اتصال به دولت الکترونیک          نگاهی جامع به مشخصات پردازنده‌ Xeon W-3175X اینتل؛ هیولای سرورها          نگرانی از گرمای بی سابقه قطب شمال          ظهور آرمانشهرهای سوسیالیستی؛ آغاز طرح آزمایشی درآمد پایه عمومی در هند          درهم امارات در سفر؛ نکته هایی که باید بدانید          هدف HMD گلوبال در سال آینده، تمرکز بر گوشی‌های پرچمدار خواهد بود          رندرهای جذاب از کامیون آلفارومئو منتشر شد          اقتصاد گیگ چگونه موجب افزایش تنوع کار می‌شود؟          راهنمای تحصیل در خارج از کشور (قسمت پنجم: تافل)         
همه‌ی راه‌های تیم ملی برای دوران «پسا کی‌روش»/ چهار راه خوشبختی

به گزارش سایت نود؛ این اولین بار نیست که تیم ملی وارد یک دوران برزخی می‌شود.


اگر هشت‌سالِ اخیر را نادیده بگیریم، تقریباً پس از هر تورنمنت بزرگ، تیم ملی ما درگیر یک دوره بلاتکلیفی می‌شود. دوره‌ای که گاهی طولانی می‌شود و گاهی هم نه.


انتخاب‌های مسئولان ارشد ورزش کشور در این دوره، مسیر آینده‌ی تیم ملی را -دست‌کم تا تورنمنت بزرگ بعدی- می‌سازد. سرنوشت تیم، در دورانِ رکود پس از مسابقات بزرگ، به دست کسانی ساخته می‌شود که انتخاب‌هایشان، می‌تواند دورانی تاریخ‌ساز برای تیم ملی بسازد؛ یا شاید ناکامی دیگری به فهرستِ بلندبالای ناکامی‌های ملی‌مان اضافه کند.


  پس از چهار تورنمنت بزرگ( دو جام جهانی و دو جام ملت‌ها) با کارلوس کی‌روش، همکاری مرد پرتغالی با تیم ملی به نقطه‌ی آخر رسید و حالا بهترین تیم آسیا در رنکینگ فیفا، باید به سرِ خط برود و مربی جدیدی را برای نیمکت داغ خود انتخاب کند. کارنامه کی‌روش در این هشت سال، بسیاری از کارشناسان فوتبال را برای تداوم مسیر کی‌روش با یک مربی بزرگ خارجی، به اجماع رسانده.


محافل فوتبالی عمدتاً بر ادامه‌ی استفاده از مربیان بزرگ و گران‌قیمت خارجی برای تیم ملی تاکید دارند. این اما تنها راهِ موجود پیش پای متولیان فوتبال ایران نیست.


گزینه‌ها و راه‌های فراوانی برای ترسیم مسیر آینده‌ی تیم ملی وجود دارند که هرکدام می‌توانند چالشی جذاب و پرریسک برای تیم ملی‌ و مردانی باشند که به آن‌ها اعتماد می‌شود. راه‌هایی مملو از بیم‌ها و سرشار از امیدها.


  مسیر یک: اعتماد به نسل جوان مربیان داخلی از  اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود، سیلی از مربیان جوان به لیگ برتر فوتبال ایران سرازیر شد. مربیانی عموماً برخاسته از نسل درخشان 98 که پس از پایان دوران حرفه‌ای، کلاس‌های مربی‌گری را به سرعت پشت سر گذاشته و به چرخه‌ی مربیان سطح اول فوتبال ایران اضافه شدند.


در میان آن‌ها نام یحیی گل‌محمدی، علیرضا منصوریان، علی دایی و عبدالله ویسی بیشتر از بقیه شنیده شد. نسل تازه‌نفس مربیان، موفقیت‌های قابل‌توجهی در تیم‌های باشگاهی‌شان بدست آوردند و خیلی زود به چهره‌های محبوب ورزشگاه‌ها تبدیل شدند.


از طرف دیگر، تعدادی از بازیکنان بازنشسته‌شده  به جای ورود زودهنگام به دایره‌ی مربیان لیگ‌برتری، راه آکادمی‌ها، لیگ‌های پایه و باشگاه‌های اروپایی را پیش گرفتند تا با کسب تجربه و مهارت‌ بیشتر، مسیر حرفه‌ای خود را آغاز کنند. وحید هاشمیان، مهدی مهدوی‌کیا و فرهاد مجیدی از این دسته‌اند که آرام‌آرام در حال ورود به چرخه‌ی مربیان شناخته‌شده فوتبال ایران هستند.


در کنار این دو دسته، باید نام مارکار آقاجانیان، جواد نکونام و علی‌کریمی را هم نوشت که همگی( در مقاطع مختلف) در کنار کارلوس‌ کی‌روش ایستادند و از مربی بزرگ پرتغالی درس‌های زیادی آموختند.  برآیند فعالیت‌های این سه دسته‌، نسل تازه‌نفس پرامیدی از مربیان را به فوتبال ایران اضافه کرده.


مربیانی که شورِ جوانی و تسلط بر دانش روز، آن‌ها را در سطح بالایی از مهارت و توانایی قرار داده. اعتماد به آن‌ها برای مربی‌گری در تیم ملی، ریسک بزرگی است که می‌تواند مسئولین فدراسیون فوتبال را در میان اوج خوشبختی و حضیضِ نفرت، جابجا کند.


چنین ریسکی اما می‌تواند یک گزینه جذاب برای ادامه راه تیم ملی باشد: اعتماد به یک مربی جوان داخلی، قرارداد بلندمدت با او و آماده‌سازی تیم‌ملی برای قطر2022. تجربه مشابه: پس از سقوط تیم ملی در جام ملت‌های سال 2007، مدیران وقت فدراسیون به «علی دایی» برای هدایت تیم ملی فوتبال اعتماد کردند.


داییِ جوان، از ابتدای سال 87 روی نیمکت تیم ملی نشست و یک سال بعد، در شب باخت 1-2 به عربستان، از کار برکنار شد. دوره‌ی اعتماد به دایی کوتاه بود و نتایج رضایت‌بخش او در دوران پس از تیم‌ملی نشان می‌دهد اعتماد بیشتر به دایی، احتمالاً برای تیم ملی اتفاقات بدی را رقم نمی‌زد.


گزینه‌های محتمل: نام علی دایی همچنان به گوش می‌رسد. یحیی گل‌محمدی پس از نتایج درخشانی که با پدیده گرفته هم می‌تواند گزینه جذاب و کاریزماتیکی برای هدایت تیم ملی باشد.


هرچند که احتمال اقبال فدراسیون به این مسیر، بسیار ضعیف است.  از جواد نکونام هم نباید غافل شد، گزینه‌ای که رابطه بسیار خوبی با فدراسیون فوتبال دارد.


  مسیر دو: رجوع به مربیان باتجربه داخلی این، امتحان‌پس‌داده‌ترین مسیرِ تیم ملی در سال‌های اخیر بوده. مسیری کم‌دردسر که با انتخاب بهترین مربیِ داخلیِ لیگ برای هدایت تیم ملی، خیلی زود به سرانجام می‌رسد.


سرمربی تیم صدرنشین لیگ‌برتر، همیشه و در همه‌حال جدی‌ترین آلترناتیو برای سرمربی تیم ملی است و حالا که کی‌روش تحت سلطنتش را رها کرده، هر مربی موفقی رویای نشستن به جای او را خواهد داشت. بازگشت به مربیان باتجربه داخلی اما تیم ملی را به انبار باروت تبدیل خواهد کرد.


انتقاد از مربی داخلی بسیار آساان‌تر از نقد کی‌روش است و حجم بالای اختلافات و رقابت‌های میان مربیان وطنی، کار را برای هر مربی ایرانی خوبی که بخواهد روی نیمکت تیم ملی بنشیند، بسیار دشوار می‌کند. از سوی دیگر اما مشکلات اقتصادی کشور، بستن قرارداد گران‌قیمت با یک مربی بزرگ خارجی را بسیار سخت کرده و انگیزه‌های اقتصادی، شاید دلیل قانع‌کننده‌ای برای فدراسیون باشد تا به سمت مربیان داخلی قدیمی بازگشت کند.


تجربه مشابه: انتخاب امیرقلعه‌نویی پس از جام جهانی 2006 و افشین قطبی در پایان مسیر مقدماتی جام جهانی 2010، دو نمونه از این مسیر است. دو نمونه‌ای که بدون دستاوردی قابل توجه برای تیم ملی به پایان رسیدند و پذیرش این مسیر را در افکار عمومی به شدت پایین آورده‌اند.


اما اگر فشارهای اقتصادی سئول‌نشین‌ها را ناگزیر کند، بازگشت به این الگو اصلاً  بعید نیست. گزینه‌های محتمل: امیر قلعه‌نویی پس از یک دوره کوتاه ناموفق، هرگز گزینه‌ی جدی هدایت تیم ملی نبوده اما حالا که دوباره به دوران اوج بازگشته، می‌تواند گزینه‌ی وسوسه‌کننده‌ای باشد.


حسین فرکی هم که سابقه‌ی حضور در کادر فنی تیم ملی و قهرمانی لیگ برتر را در کارنامه دارد، شاید یک آلترناتیو برای جانشینی کی‌روش باشد. هرچند که اگر قرار بر استفاده از یک مربی داخلی باشد، رفتن به سراغ جوانان، گزینه بهتری است.


  مسیر سه: استفاده از مربیان خارجی با سابقه حضور در ایران تعداد لژیونرهای حاضر بر روی نیمکت تیم‌های لیگ برتری آن‌قدر زیاد شده که حالا با خیال راحت بشود آن‌ها را بخشی از بدنه‌ی فوتبال ایران دانست. مربیانِ معمولاٌ درجه2 و درجه3 اروپایی، با قراردادهایی نه خیلی گران و نه خیلی ارزان به یکی از تیم‌های باشگاهی ما می‌آیند و اگر موفقیتی-هرچند کوچک- بدست بیاورند، خیلی زود در فوتبال ایران تثبیت و ماندگار می‌شوند.


این مربیان، به خاطر خارجی‌بودن همیشه از نوعی احترام جمعی در ایران برخوردارند و ورودشان به دنیای حاشیه‌های فوتبال ایران، معمولاً با تاخیر است یا اینکه هیچ وقت اتفاق نمی‌افتد. مربیان امتحان‌پس‌داده‌ی خارجی، می‌توانند گزینه‌ای بینابینی برای تیم ملی باشند.


مربیانی که هم خارجی هستند و نوعاً با دانش، و هم با قیمتی به مراتب کم‌تر از امثال کی‌روش قرارداد می‌بندند. آن‌ها به واسطه‌ی آشنایی نسبی با فضای فوتبال ایران، احتمالا خیلی زود در تیم ملی تثبیت می‌شوند و نیازی به سپری کردن «دوره‌ی گذار» هم ندارند.


  تجربه مشابه: این، مسیری است که تاکنون در فوتبال ایران تجربه نشده. مربیان خارجیِ تیم ملی همیشه از بیرونِ فوتبال ایران به هدایت تیم ملی رسیده‌اند.


تجربه‌نشده‌بودن این مسیر احتمالاً یک چالش جدی برای انتخاب آن است. و از این چالش مهم‌تر، واکنش‌ پیش‌بینی‌نشده‌ی باشگاه‌های لیگ برتری به انتخابی از دل خودشان برای تیم ملی خواهد بود، که ریسک این مسیر را بالاتر می‌برد.


گزینه‌های محتمل: برانکو، جدی‌ترین گزینه برای این مسیر است. حجم حاشیه‌های میان او و کی‌روش البته آن‌قدر بالا بود که بعید است چالش جانشینی برانکو به جای کی‌روش، برای فدراسیون، باشگاه پرسپولیس و خود او چالش جذابی باشد.


وینفرد شفر هم می‌تواند برای فدراسیون در این مسیر یک گزینه محتمل باشد. هرچند که سن و سال بالایش، مانعی جدی برای یک قرارداد بلندمدت با اوست.


از زلاتکو کرانچار هم نباید غافل شد که اگرچه نیمکت محکمی در تیم ملی امید دارد، اما شاید مجبور شوند برای تیم ملی به سراغش بروند. مسیر چهار: دعوت از یک مربی بزرگ خارجی همکاری هشت‌ساله تیم ملی ما با کی‌روش، ورای از همه‌ی انتقادات، تجربه‌ای موفق برای فوتبال ایران بود.


شیرینیِ دو دوره حضور متوالی در جام جهانی و کسب 4 امتیاز در جام 2018 به این زودی از زیر زبان مردم ایران نخواهد رفت. اولین واکنش‌ها پس از رفتن کی‌روش هم، تمایل فدراسیون و اهالی وزارت ورزش بر تداوم این مسیر را تایید می‌کرد.


مطرح شدن نام‌های بزرگی مثل زیدان و مورینیو برای ادامه‌ی مسیر کی‌روش در تیم ملی البته بیشتر شبیه یک بلوف بود. اما آن طور که از شواهد پیداست، مسئولین ورزش کشور به دنبال یک مربی بزرگ و یک قرارداد بلندمدت با او هستند تا تیمی مقتدر را راهی مقدماتی جام جهانی 2022 کنند.


مسیر استفاده از مربی بزرگ، گران‌ترین مسیر و البته محبوب‌ترین مسیر در میان افکار عمومی است. اعتماد بلندمدت به مربی بزرگ خارجی و فراهم کردن همه‌ی امکانات برای موفقیت او هم، پیش‌نیازی است که باید فدراسیون برای معمار جدید فوتبال ایران فراهم کند.


  تجربه مشابه: پیش از کی‌روش، ما دو تجربه مشابه از حضور مربیان بزرگ خارجی را داشتیم. ایویچ و بلاژویچ، با کارنامه‌ی پربارشان در فاصله زمانی کوتاهی به ایران آمدند تا تیم قدرتمندی برایمان بسازند.


ایویچ به طرز شگفت‌انگیزی پس از یک بازی دوستانه برکنار شد و بلاژ،  بلافاصله پس از ناکامی در راه رسیدن به جام جهانی 2002 با تیم ملی وداع کرد. شاید اگر مسئولین وقت فوتبال به این دو مربی بزرگ اعتماد بیشتری می‌کردند، امروز می‌توانستیم از بنای باشکوهی که آن‌ها برای فوتبال ایران ساختند حرف بزنیم.


و شاید اگر کی‌روش آن سه بازی رویایی مقابل قطر، لبنان و کره‌جنوبی را در مقدماتی 2014 برنده نمی‌شد،  او نیز امروز کنار ایویچ و بلاژ، در ویترین شکست‌های ملیِ ما جای می‌گرفت. مسیر اعتماد به مربی خارجی، مسیر سختی است که حوصله‌ی زیادی می‌خواهد.


آیا مدیران فوتبال ما باز هم حاضر هستند دستکم 8 سال با خوب و بد یک مربی خارجی بسازند؟ گزینه‌های محتمل: از نام‌های افسانه‌ای مثل زیدان و مورینیو که بگذریم، مربیان خوب و باکارنامه‌ی زیادی را می‌شود یافت که شرایط لازم برای نشستن روی نیمکت تیم ملی ایران را داشته باشند. یورگن کلینزمن اگرچه سال‌هاست افتخار قابل ذکری در مربی‌گری بدست نیاورده اما نام دهان‌‌پرکنی برای تیم ملی است.


لوران بلان و هروه رنارد فرانسوی هم می‌توانند برای حضور در ایران گزینه‌هایی جدی باشند. پیشنهاد تیم ملی اگر وسوسه‌کننده باشد، شاید کسی مثل مارچلو بیلسای آرژانتینی هم برای هدایت تیم ملی به ایران بیاید.


هرکدام از مسیرهای چهارگانه‌ی بالا که در نهایت انتخاب شود، فرقی نمی‌کند. تیم ملی ما باید هرچه زودتر به بهترین شیوه سروسامان بگیرد برای چالش سخت 2022 برنامه‌ریزی کند.


رقبای ما حالا فقط ژاپن، کره، استرالیا و عربستان نیستند. امارات  و.


..


برای حضور در جام جهانی‌ بعدی از همین حالا دندان تیز کرده‌اند و نقشه می‌کشند. دوران کی‌روش  با همه اتفاقات خوب و بد، به پایان رسیده و فوتبال ما باید هرچه زودتر از شوکِ دوران «پساکی‌روش» خارج شود.


برای حضور مقتدرانه در مقدماتی جام جهانی بعدی، باید همین حالا شروع کنیم.  78001  .