امروز شنبه ، ۱۴۰۱/۰۴/۱۱
بدان
بازگشت به فهرست سوره ها

آیات سوره كهف

جهت فیلتر سطر مطلب مورد نظر را تایپ نمایید.


نام سورهشماره سورهشماره آيهمتن آيهترجمه فولادوندحزبجزءسجده
2156كهف180بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِبه نام خداوند رحمتگر مهربان315
2157كهف181الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجَا {1}ستایش خدایی را كه این كتاب [آسمانی] را بر بنده خود فرو فرستاد و هیچ گونه كژی در آن ننهاد {1}315
2158كهف182قَيِّمًا لِّيُنذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا {2}[كتابی] راست و درست تا [گناهكاران را] از جانب خود به عذابی سخت بیم دهد و مؤمنانی را كه كارهای شایسته می‏كنند نوید بخشد كه برای آنان پاداشی نیكوست {2}315
2159كهف183مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا {3}در حالی كه جاودانه در آن [بهشت] ماندگار خواهند بود {3}315
2160كهف184وَيُنذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا {4}و تا كسانی را كه گفته‏اند خداوند فرزندی گرفته است هشدار دهد {4}315
2161كهف185مَّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا {5}نه آنان و نه پدرانشان به این [ادعا] دانشی ندارند بزرگ سخنی است كه از دهانشان برمی‏آید [آنان] جز دروغ نمی‏گویند {5}315
2162كهف186فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا {6}شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند تو جان خود را از اندوه در پیگیری [كار]شان تباه كنی {6}315
2163كهف187إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا {7}در حقیقت ما آنچه را كه بر زمین است زیوری برای آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم كه كدام یك از ایشان نیكوكارترند {7}315
2164كهف188وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا {8}و ما آنچه را كه بر آن است قطعا بیابانی بی‏گیاه خواهیم كرد {8}315
2165كهف189أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا {9}مگر پنداشتی اصحاب كهف و رقیم [=خفتگان غار لوحه‏دار] از آیات ما شگفت بوده است {9}315
2166كهف1810إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا {10}آنگاه كه جوانان به سوی غار پناه جستند و گفتند پروردگار ما از جانب خود به ما رحمتی بخش و كار ما را برای ما به سامان رسان {10}315
2167كهف1811فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا {11}پس در آن غار سالیانی چند بر گوشهایشان پرده زدیم {11}315
2168كهف1812ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا {12}آنگاه آنان را بیدار كردیم تا بدانیم كدام یك از آن دو دسته مدت درنگشان را بهتر حساب كرده‏اند {12}315
2169كهف1813نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى {13}ما خبرشان را بر تو درست‏حكایت می‏كنیم آنان جوانانی بودند كه به پروردگارشان ایمان آورده بودند و بر هدایتشان افزودیم {13}315
2170كهف1814وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا {14}و دلهایشان را استوار گردانیدیم آنگاه كه [به قصد مخالفت با شرك] برخاستند و گفتند پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است جز او هرگز معبودی را نخواهیم خواند كه در این صورت قطعا ناصواب گفته‏ایم {14}315
2171كهف1815هَؤُلَاء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا {15}این قوم ما جز او معبودانی اختیار كرده‏اند چرا بر [حقانیت] آنها برهانی آشكار نمی‏آورند پس كیست‏ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ بندد {15}315
2172كهف1816وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحمته ويُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا {16}و چون از آنها و از آنچه كه جز خدا می‏پرستند كناره گرفتید پس به غار پناه جویید تا پروردگارتان از رحمت‏خود بر شما بگستراند و برای شما در كارتان گشایشی فراهم سازد {16}315
2173كهف1817وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُّرْشِدًا {17}و آفتاب را می‏بینی كه چون برمی‏آید از غارشان به سمت راست مایل است و چون فرو می‏شود از سمت چپ دامن برمی‏چیند در حالی كه آنان در جایی فراخ از آن [غار قرار گرفته]اند این از نشانه‏های [قدرت] خداست‏خدا هر كه را راهنمایی كند او راه‏یافته است و هر كه را بی‏راه گذارد هرگز برای او یاری راهبر نخواهی یافت {17}315
2174كهف1818وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا {18}و می‏پنداری كه ایشان بیدارند در حالی كه خفته‏اند و آنها را به پهلوی راست و چپ می‏گردانیم و سگشان بر آستانه [غار] دو دست‏خود را دراز كرده [بود] اگر بر حال آنان اطلاع می‏یافتی گریزان روی از آنها برمی‏تافتی و از [مشاهده] آنها آكنده از بیم می‏شدی {18}315
2175كهف1819وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءلُوا بَيْنَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى طَعَامًا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا {19}و این چنین بیدارشان كردیم تا میان خود از یكدیگر پرسش كنند گوینده‏ای از آنان گفت چقدر مانده‏اید گفتند روزی یا پاره‏ای از روز را مانده‏ایم [سرانجام] گفتند پروردگارتان به آنچه مانده‏اید داناتر است اینك یكی از خودتان را با این پول خود به شهر بفرستید تا ببیند كدام یك از غذاهای آن پاكیزه‏تر است و از آن غذایی برایتان بیاورد و باید زیركی به خرج دهد و هیچ كس را از [حال] شما آگاه نگرداند {19}315
2176كهف1820إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا {20}چرا كه اگر آنان بر شما دست‏یابند سنگسارتان می‏كنند یا شما را به كیش خود بازمی‏گردانند و در آن صورت هرگز روی رستگاری نخواهید دید {20}315
2177كهف1821وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا {21}و بدین گونه [مردم آن دیار را] بر حالشان آگاه ساختیم تا بدانند كه وعده خدا راست است و [در فرا رسیدن] قیامت هیچ شكی نیست هنگامی كه میان خود در كارشان با یكدیگر نزاع می‏كردند پس [عده‏ای] گفتند بر روی آنها ساختمانی بنا كنید پروردگارشان به [حال] آنان داناتر است [سرانجام] كسانی كه بر كارشان غلبه یافتند گفتند حتما بر ایشان معبدی بنا خواهیم كرد {21}315
2178كهف1822سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاء ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا {22}به زودی خواهند گفت‏سه تن بودند [و] چهارمین آنها سگشان بود و می‏گویند پنج تن بودند [و] ششمین آنها سگشان بود تیر در تاریكی می‏اندازند و [عده‏ای] می‏گویند هفت تن بودند و هشتمین آنها سگشان بود بگو پروردگارم به شماره آنها آگاه‏تر است جز اندكی [كسی شماره] آنها را نمی‏داند پس در باره ایشان جز به صورت ظاهر جدال مكن و در مورد آنها از هیچ كس جویا مشو {22}315
2179كهف1823وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا {23}و زنهار در مورد چیزی مگوی كه من آن را فردا انجام خواهم داد {23}315
2180كهف1824إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا {24}مگر آنكه خدا بخواهد و چون فراموش كردی پروردگارت را یاد كن و بگو امید كه پروردگارم مرا به راهی كه نزدیكتر از این به صواب است هدایت كند {24}315
2181كهف1825وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا {25}و سیصد سال در غارشان درنگ كردند و نه سال [نیز بر آن] افزودند {25}315
2182كهف1826قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا {26}بگو خدا به آنچه درنگ كردند داناتر است نهان آسمانها و زمین به او اختصاص دارد وه چه بینا و شنواست برای آنان یاوری جز او نیست و هیچ كس را در فرمانروایی خود شریك نمی‏گیرد {26}315
2183كهف1827وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا {27}و آنچه را كه از كتاب پروردگارت به تو وحی شده است بخوان كلمات او را تغییردهنده‏ای نیست و جز او هرگز پناهی نخواهی یافت {27}315
2184كهف1828وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا {28}و با كسانی كه پروردگارشان را صبح و شام می‏خوانند [و] خشنودی او را می‏خواهند شكیبایی پیشه كن و دو دیده‏ات را از آنان برمگیر كه زیور زندگی دنیا را بخواهی و از آن كس كه قلبش را از یاد خود غافل ساخته‏ایم و از هوس خود پیروی كرده و [اساس] كارش بر زیاده‏روی است اطاعت مكن {28}315
2185كهف1829وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا {29}و بگو حق از پروردگارتان [رسیده] است پس هر كه بخواهد بگرود و هر كه بخواهد انكار كند كه ما برای ستمگران آتشی آماده كرده‏ایم كه سراپرده‏هایش آنان را در بر می‏گیرد و اگر فریادرسی جویند به آبی چون مس گداخته كه چهره‏ها را بریان می‏كند یاری می‏شوند وه چه بد شرابی و چه زشت جایگاهی است {29}315
2186كهف1830إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا {30}كسانی كه ایمان آورده و كارهای شایسته كرده‏اند [بدانند كه] ما پاداش كسی را كه نیكوكاری كرده است تباه نمی‏كنیم {30}315
2187كهف1831أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا {31}آنانند كه بهشتهای عدن به ایشان اختصاص دارد كه از زیر [قصرها]شان جویبارها روان است در آنجا با دستبندهایی از طلا آراسته می‏شوند و جامه‏هایی سبز از پرنیان نازك و حریر ستبر می‏پوشند در آنجا بر سریرها تكیه می‏زنند چه خوش پاداش و نیكو تكیه‏گاهی {31}315
2188كهف1832وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا {32}و برای آنان آن دو مرد را م ث ل بزن كه به یكی از آنها دو باغ انگور دادیم و پیرامون آن دو [باغ] را با درختان خرما پوشاندیم و میان آن دو را كشتزاری قرار دادیم {32}415
2189كهف1833كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا {33}هر یك از این دو باغ محصول خود را [به موقع] می‏داد و از [صاحبش] چیزی دریغ نمی‏ورزید و میان آن دو [باغ] نهری روان كرده بودیم {33}415
2190كهف1834وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا {34}و برای او میوه فراوان بود پس به رفیقش در حالی كه با او گفت و گو می‏كرد گفت مال من از تو بیشتر است و از حیث افراد از تو نیرومندترم {34}415
2191كهف1835وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَذِهِ أَبَدًا {35}و در حالی كه او به خویشتن ستمكار بود داخل باغ شد [و] گفت گمان نمی‏كنم این نعمت هرگز زوال پذیرد {35}415
2192كهف1836وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا {36}و گمان نمی‏كنم كه رستاخیز بر پا شود و اگر هم به سوی پروردگارم بازگردانده شوم قطعا بهتر از این را در بازگشت‏خواهم یافت {36}415
2193كهف1837قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا {37}رفیقش در حالی كه با او گفت و گو می‏كرد به او گفت آیا به آن كسی كه تو را از خاك سپس از نطفه آفرید آنگاه تو را [به صورت] مردی درآورد كافر شدی {37}415
2194كهف1838لَّكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدًا {38}اما من [می‏گویم] اوست‏خدا پروردگار من و هیچ كس را با پروردگارم شریك نمی‏سازم {38}415
2195كهف1839وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاء اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِن تُرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالًا وَوَلَدًا {39}و چون داخل باغت‏شدی چرا نگفتی ماشاء الله نیرویی جز به [قدرت] خدا نیست اگر مرا از حیث مال و فرزند كمتر از خود می‏بینی {39}415
2196كهف1840فَعَسَى رَبِّي أَن يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَانًا مِّنَ السَّمَاء فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا {40}امید است كه پروردگارم بهتر از باغ تو به من عطا فرماید و بر آن [باغ تو] آفتی از آسمان بفرستد تا به زمینی هموار و لغزنده تبدیل گردد {40}415
2197كهف1841أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا {41}یا آب آن [در زمین] فروكش كند تا هرگز نتوانی آن را به دست آوری {41}415
2198كهف1842وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى مَا أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَدًا {42}[تا به او رسید آنچه را باید برسد] و [آفت آسمانی] میوه‏هایش را فرو گرفت پس برای [از كف دادن] آنچه در آن [باغ] هزینه كرده بود دستهایش را بر هم می‏زد در حالی كه داربستهای آن فرو ریخته بود و [به حسرت] می‏گفت ای كاش هیچ كس را شریك پروردگارم نمی‏ساختم {42}415
2199كهف1843وَلَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا {43}و او را در برابر خدا گروهی نبود تا یاریش كنند و توانی نداشت كه خود را یاری كند {43}415
2200كهف1844هُنَالِكَ الْوَلَايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَابًا وَخَيْرٌ عُقْبًا {44}در آنجا [آشكار شد كه] یاری به خدای حق تعلق دارد اوست بهترین پاداش و [اوست] بهترین فرجام {44}415
2201كهف1845وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِرًا {45}و برای آنان زندگی دنیا را م ث ل بزن كه مانند آبی است كه آن را از آسمان فرو فرستادیم سپس گیاه زمین با آن درآمیخت و [چنان] خشك گردید كه بادها پراكنده‏اش كردند و خداست كه همواره بر هر چیزی تواناست {45}415
2202كهف1846الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا {46}مال و پسران زیور زندگی دنیایند و نیكیهای ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید [نیز] بهتر است {46}415
2203كهف1847وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا {47}و [یاد كن] روزی را كه كوهها را به حركت درمی‏آوریم و زمین را آشكار [و صاف] می‏بینی و آنان را گرد می‏آوریم و هیچ یك را فرو گذار نمی‏كنیم {47}415
2204كهف1848وَعُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا لَّقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّن نَّجْعَلَ لَكُم مَّوْعِدًا {48}و ایشان به صف بر پروردگارت عرضه می‏شوند [و به آنها می‏فرماید] به راستی همان گونه كه نخستین بار شما را آفریدیم [باز] به سوی ما آمدید بلكه پنداشتید هرگز برای شما موعدی مقرر قرار نخواهیم داد {48}415
2205كهف1849وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا {49}و كارنامه [عمل شما در میان] نهاده می‏شود آنگاه بزهكاران را از آنچه در آن است بیمناك می‏بینی و می‏گویند ای وای بر ما این چه نامه‏ای است كه هیچ [كار] كوچك و بزرگی را فرو نگذاشته جز اینكه همه را به حساب آورده است و آنچه را انجام داده‏اند حاضر یابند و پروردگار تو به هیچ كس ستم روا نمی‏دارد {49}415
2206كهف1850وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا {50}و [یاد كن] هنگامی را كه به فرشتگان گفتیم آدم را سجده كنید پس [همه] جز ابلیس سجده كردند كه از [گروه] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید آیا [با این حال] او و نسلش را به جای من دوستان خود می‏گیرید و حال آنكه آنها دشمن شمایند و چه بد جانشینانی برای ستمگرانند {50}415
2207كهف1851مَا أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا {51}[من] آنان را نه در آفرینش آسمانها و زمین به شهادت طلبیدم و نه در آفرینش خودشان و من آن نیستم كه گمراهگران را همكار خود بگیرم {51}415
2208كهف1852وَيَوْمَ يَقُولُ نَادُوا شُرَكَائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُم مَّوْبِقًا {52}و [یاد كن] روزی را كه [خدا] می‏گوید آنهایی را كه شریكان من پنداشتید ندا دهید پس آنها را بخوانند و[لی] اجابتشان نكنند و ما میان آنان ورطه‏ای قرار دهیم {52}415
2209كهف1853وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمْ يَجِدُوا عَنْهَا مَصْرِفًا {53}و گناهكاران آتش [دوزخ] را می‏بینند و درمی‏یابند كه در آن خواهند افتاد و از آن راه گریزی نیابند {53}415
2210كهف1854وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا {54}و به راستی در این قرآن برای مردم از هر گونه م ث لی آوردیم و[لی] انسان بیش از هر چیز سر جدال دارد {54}415
2211كهف1855وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى وَيَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلَّا أَن تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ قُبُلًا {55}و چیزی مانع مردم نشد از اینكه وقتی هدایت به سویشان آمد ایمان بیاورند و از پروردگارشان آمرزش بخواهند جز اینكه [مستحق شوند] تا سنت [خدا در مورد عذاب] پیشینیان در باره آنان [نیز] به كار رود یا عذاب رویارویشان بیاید {55}415
2212كهف1856وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنذِرُوا هُزُوًا {56}و پیامبران [خود] را جز بشارت‏دهنده و بیم‏رسان گسیل نمی‏داریم و كسانی كه كافر شده‏اند به باطل مجادله می‏كنند تا به وسیله آن حق را پایمال گردانند و نشانه‏های من و آنچه را [بدان] بیم داده شده‏اند به ریشخند گرفتند {56}415
2213كهف1857وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا {57}و كیست‏ستمكارتر از آن كس كه به آیات پروردگارش پند داده شده و از آن روی برتافته و دستاورد پیشینه خود را فراموش كرده است ما بر دلهای آنان پوششهایی قرار دادیم تا آن را درنیابند و در گوشهایشان سنگینی [نهادیم] و اگر آنها را به سوی هدایت فراخوانی باز هرگز به راه نخواهند آمد {57}415
2214كهف1858وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَل لَّهُم مَّوْعِدٌ لَّن يَجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئِلًا {58}و پروردگار تو آمرزنده [و] صاحب رحمت است اگر به [جرم] آنچه مرتكب شده‏اند آنها را مؤاخذه می‏كرد قطعا در عذاب آنان تعجیل می‏نمود [ولی چنین نمی كند] بلكه برای آنها سر رسیدی است كه هرگز از برابر آن راه گریزی نمی‏یابند {58}415
2215كهف1859وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًا {59}و [مردم] آن شهرها چون بیدادگری كردند هلاكشان كردیم و برای هلاكتشان موعدی مقرر داشتیم {59}415
2216كهف1860وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا {60}و [یاد كن] هنگامی را كه موسی به جوان [همراه] خود گفت دست بردار نیستم تا به محل برخورد دو دریا برسم هر چند سالها[ی سال] سیر كنم {60}415
2217كهف1861فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَبًا {61}پس چون به محل برخورد دو [دریا] رسیدند ماهی خودشان را فراموش كردند و ماهی در دریا راه خود را در پیش گرفت [و رفت] {61}415
2218كهف1862فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءنَا لَقَدْ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَذَا نَصَبًا {62}و هنگامی كه [از آنجا] گذشتند [موسی] به جوان خود گفت غذایمان را بیاور كه راستی ما از این سفر رنج بسیار دیدیم {62}415
2219كهف1863قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا {63}گفت دیدی وقتی به سوی آن صخره پناه جستیم من ماهی را فراموش كردم و جز شیطان [كسی] آن را از یاد من نبرد تا به یادش باشم و به طور عجیبی راه خود را در دریا پیش گرفت {63}415
2220كهف1864قَالَ ذَلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصًا {64}گفت این همان بود كه ما می‏جستیم پس جستجوكنان رد پای خود را گرفتند و برگشتند {64}415
2221كهف1865فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا {65}تا بنده‏ای از بندگان ما را یافتند كه از جانب خود به او رحمتی عطا كرده و از نزد خود بدو دانشی آموخته بودیم {65}415
2222كهف1866قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا {66}موسی به او گفت آیا تو را به شرط اینكه از بینشی كه آموخته شده‏ای به من یاد دهی پیروی كنم {66}415
2223كهف1867قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا {67}گفت تو هرگز نمی‏توانی همپای من صبر كنی {67}415
2224كهف1868وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا {68}و چگونه می‏توانی بر چیزی كه به شناخت آن احاطه نداری صبر كنی {68}415
2225كهف1869قَالَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا {69}گفت ان شاء الله مرا شكیبا خواهی یافت و در هیچ كاری تو را نافرمانی نخواهم كرد {69}415
2226كهف1870قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَن شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا {70}گفت اگر مرا پیروی می‏كنی پس از چیزی سؤال مكن تا [خود] از آن با تو سخن آغاز كنم {70}415
2227كهف1871فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا {71}پس رهسپار گردیدند تا وقتی كه سوار كشتی شدند [وی] آن را سوراخ كرد [موسی] گفت آیا كشتی را سوراخ كردی تا سرنشینانش را غرق كنی واقعا به كار ناروایی مبادرت ورزیدی {71}415
2228كهف1872قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا {72}گفت آیا نگفتم كه تو هرگز نمی‏توانی همپای من صبر كنی {72}415
2229كهف1873قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا {73}[موسی] گفت به سبب آنچه فراموش كردم مرا مؤاخذه مكن و در كارم بر من سخت مگیر {73}415
2230كهف1874فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُّكْرًا {74}پس رفتند تا به نوجوانی برخوردند [بنده ما] او را كشت [موسی به او ] گفت آیا شخص بی‏گناهی را بدون اینكه كسی را به قتل رسانده باشد كشتی واقعا كار ناپسندی مرتكب شدی {74}415
2231كهف1875قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِي صَبْرًا {75}گفت آیا به تو نگفتم كه هرگز نمی‏توانی همپای من صبر كنی {75}116
2232كهف1876قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْرًا {76}[موسی] گفت اگر از این پس چیزی از تو پرسیدم دیگر با من همراهی مكن [و] از جانب من قطعا معذور خواهی بود {76}116
2233كهف1877فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَنْ يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا {77}پس رفتند تا به اهل قریه‏ای رسیدند از مردم آنجا خوراكی خواستند و[لی آنها] از مهمان نمودن آن دو خودداری كردند پس در آنجا دیواری یافتند كه می‏خواست فرو ریزد و [بنده ما] آن را استوار كرد [موسی] گفت اگر می‏خواستی [می‏توانستی] برای آن مزدی بگیری {77}116
2234كهف1878قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا {78}گفت این [بار دیگر وقت] جدایی میان من و توست به زودی تو را از تاویل آنچه كه نتوانستی بر آن صبر كنی آگاه خواهم ساخت {78}116
2235كهف1879أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا {79}اما كشتی از آن بینوایانی بود كه در دریا كار می‏كردند خواستم آن را معیوب كنم [چرا كه] پیشاپیش آنان پادشاهی بود كه هر كشتی [درستی] را به زور می‏گرفت {79}116
2236كهف1880وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا {80}و اما نوجوان پدر و مادرش [هر دو] مؤمن بودند پس ترسیدیم [مبادا] آن دو را به طغیان و كفر بكشد {80}116
2237كهف1881فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا {81}پس خواستیم كه پروردگارشان آن دو را به پاكتر و مهربانتر از او عوض دهد {81}116
2238كهف1882وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا {82}و اما دیوار از آن دو پسر [بچه] یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی متعلق به آن دو بود و پدرشان [مردی] نیكوكار بود پس پروردگار تو خواست آن دو [یتیم] به حد رشد برسند و گنجینه خود را كه رحمتی از جانب پروردگارت بود بیرون آورند و این [كارها] را من خودسرانه انجام ندادم این بود تاویل آنچه كه نتوانستی بر آن شكیبایی ورزی {82}116
2239كهف1883وَيَسْأَلُونَكَ عَن ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُم مِّنْهُ ذِكْرًا {83}و از تو در باره ذوالقرنین می‏پرسند بگو به زودی چیزی از او برای شما خواهم خواند {83}116
2240كهف1884إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا {84}ما در زمین به او امكاناتی دادیم و از هر چیزی وسیله‏ای بدو بخشیدیم {84}116
2241كهف1885فَأَتْبَعَ سَبَبًا {85}تا راهی را دنبال كرد {85}116
2242كهف1886حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا {86}تا آنگاه كه به غروبگاه خورشید رسید به نظرش آمد كه [خورشید] در چشمه‏ای گل‏آلود و سیاه غروب می‏كند و نزدیك آن طایفه‏ای را یافت فرمودیم ای ذوالقرنین [اختیار با توست] یا عذاب می‏كنی یا در میانشان [روش] نیكویی پیش می‏گیری {86}116
2243كهف1887قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُّكْرًا {87}گفت اما هر كه ستم ورزد عذابش خواهیم كرد سپس به سوی پروردگارش بازگردانیده می‏شود آنگاه او را عذابی سخت‏خواهد كرد {87}116
2244كهف1888وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاء الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًا {88}و اما هر كه ایمان آورد و كار شایسته كند پاداشی [هر چه] نیكوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به كاری آسان واخواهیم داشت {88}116
2245كهف1889ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا {89}سپس راهی [دیگر] را دنبال كرد {89}116
2246كهف1890حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا {90}تا آنگاه كه به جایگاه برآمدن خورشید رسید [خورشید] را [چنین] یافت كه بر قومی طلوع می‏كرد كه برای ایشان در برابر آن پوششی قرار نداده بودیم {90}116
2247كهف1891كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْرًا {91}این چنین [می‏رفت] و قطعا به خبری كه پیش او بود احاطه داشتیم {91}116
2248كهف1892ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا {92}باز راهی را دنبال نمود {92}116
2249كهف1893حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًا لَّا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا {93}تا وقتی به میان دو سد رسید در برابر آن دو [سد] طایفه‏ای را یافت كه نمی‏توانستند هیچ زبانی را بفهمند {93}116
2250كهف1894قَالُوا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَن تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدًّا {94}گفتند ای ذوالقرنین یاجوج و ماجوج سخت در زمین فساد می‏كنند آیا [ممكن است] مالی در اختیار تو قرار دهیم تا میان ما و آنان سدی قرار دهی {94}116
2251كهف1895قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا {95}گفت آنچه پروردگارم به من در آن تمكن داده [از كمك مالی شما] بهتر است مرا با نیرویی [انسانی] یاری كنید [تا] میان شما و آنها سدی استوار قرار دهم {95}116
2252كهف1896آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا {96}برای من قطعات آهن بیاورید تا آنگاه كه میان دو كوه برابر شد گفت بدمید تا وقتی كه آن [قطعات] را آتش گردانید گفت مس گداخته برایم بیاورید تا روی آن بریزم {96}116
2253كهف1897فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا {97}[در نتیجه اقوام وحشی] نتوانستند از آن [مانع] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ كنند {97}116
2254كهف1898قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي فَإِذَا جَاء وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاء وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا {98}گفت این رحمتی از جانب پروردگار من است و[لی] چون وعده پروردگارم فرا رسد آن [سد] را درهم كوبد و وعده پروردگارم حق است {98}116
2255كهف1899وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا {99}و در آن روز آنان را رها می‏كنیم تا موج‏آسا بعضی با برخی درآمیزند و [همین كه] در صور دمیده شود همه آنها را گرد خواهیم آورد {99}116
2256كهف18100وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِّلْكَافِرِينَ عَرْضًا {100}و آن روز جهنم را آشكارا به كافران بنماییم {100}116
2257كهف18101الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاء عَن ذِكْرِي وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا {101}[به] همان كسانی كه چشمان [بصیرت]شان از یاد من در پرده بود و توانایی شنیدن [حق] نداشتند {101}116
2258كهف18102أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاء إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلًا {102}آیا كسانی كه كفر ورزیده‏اند پنداشته‏اند كه [می‏توانند] به جای من بندگانم را سرپرست بگیرند ما جهنم را آماده كرده‏ایم تا جایگاه پذیرایی كافران باشد {102}116
2259كهف18103قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا {103}بگو آیا شما را از زیانكارترین مردم آگاه گردانم {103}116
2260كهف18104الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا {104}[آنان] كسانی‏اند كه كوشش‏شان در زندگی دنیا به هدر رفته و خود می‏پندارند كه كار خوب انجام می‏دهند {104}116
2261كهف18105أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا {105}[آری] آنان كسانی‏اند كه آیات پروردگارشان و لقای او را انكار كردند در نتیجه اعمالشان تباه گردید و روز قیامت برای آنها [قدر و] ارزشی نخواهیم نهاد {105}116
2262كهف18106ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُوًا {106}این جهنم سزای آنان است چرا كه كافر شدند و آیات من و پیامبرانم را به ریشخند گرفتند {106}116
2263كهف18107إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا {107}بی‏گمان كسانی كه ایمان آورده و كارهای شایسته كرده‏اند باغهای فردوس جایگاه پذیرایی آنان است {107}116
2264كهف18108خَالِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا {108}جاودانه در آن خواهند بود و از آنجا درخواست انتقال نمی‏كنند {108}116
2265كهف18109قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِّكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا {109}بگو اگر دریا برای كلمات پروردگارم مركب شود پیش از آنكه كلمات پروردگارم پایان پذیرد قطعا دریا پایان می‏یابد هر چند نظیرش را به مدد [آن] بیاوریم {109}116
2266كهف18110قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا {110}بگو من هم مثل شما بشری هستم و[لی] به من وحی می‏شود كه خدای شما خدایی یگانه است پس هر كس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به كار شایسته بپردازد و هیچ كس را در پرستش پروردگارش شریك نسازد {110}116